سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
301
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مىگوئيم : چون مخالفين حبوه را باطل مىدانند لاجرم اگر فرزند ارشد سنّى بود وى را از حبوه محروم نموده و طبق اعتقادش ملزمش مىنمائيم چنانچه وى را به غير حبوه از احكامى كه از نظر او ثابت بوده و به عقيده ما ثابت و محقّق نيست الزام و اجبار مىنمايد نظير گرفتن سهم عصبه را از وى يا حلال بودن زنى را كه وى سه طلاقش را در يك مجلس داده براى ما و غير ايندو از احكام ديگر و اين استدلال براى اثبات شرط دوّم پسنديده و نيكو مىباشد . مرحوم علامه حلّى در كتاب مختلف الشيعه به استحباب حبوه قائل شده همانطورى كه ابن جنيد و جماعتى ديگر به آن قائلند و سپس بفرموده سيّد كه به استحقاق معتقد است تمايل نموده منتهى با اين شرط كه قيمت حبوه را لازم است فرزند ارشد به ساير ورّاث بپردازد . ولى در غير كتاب مختلف فرزند ارشد را مستحق حبوه دانسته به طور مجّانى و بدون اينكه پرداخت قيمت در عهدهاش ثابت باشد . قوله : و المشهور انّه يشترط : ضمير در [ انّه ] به معناى شأن مىباشد . قوله : ان لا يكون سفيها : ضمير در [ يكون ] به محبوّ راجعست . قوله : بان يكون مخالفا للحق : مقصود شارح از مخالف حقّ ، سنّى مىباشد . قوله : ذكر ذلك ابن ادريس : مشاراليه [ ذلك ] شرط دوّمست قوله : و تبعها الجماعة : ضمير تثنيه به ابن ادريس و ابن حمزه راجع است .